X
تبلیغات
رایتل

کبوتر ایرانی‌ در کانادا

«سخن دل» نوشته‌ای جدید از حسین عزیز از اصفهان

سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی،

امروز بعد از مدتها حسین عزیز، یار دیرینه‌ی این سرا که همواره با مطالب علمیشان به دانش ما افزوده و پاسخگوی سوالهای متعددمان با دلایل علمی و منطق و مهمتر از همه صبر بوده‌اند، متنی را برای ما فرستادند که در زیر میتوانید بخوانید. 


«سخن دل،


مدت زیادیست از نعمت بودن با دوستان کبوتردوست در فضای مجازی به دور بوده ام. در این مدت گاه هوس میکردم نگاهی به سایتهای کبوتر بیاندازم. سرسری نگاهی می انداختم و می دیدم دیگر از شور و حال سابق خبری نیست. دیگر از آن بحثهای غلیظ و شدید خبری نیست. نمیدانم من سرد شده ام یا وبلاگها. شاید هم هر دو. چند روزی با خودم کلنجار رفتم تا مطالبی که به ذهنم می رسد را بنویسم و برای سرای کبوتر ایرانی در کانادا ارسال کنم. اما هر بار به دلیلی منصرف می شوم. امشب تصمیم گرفتم سخن دلم را بنویسم و به سمع و نظر دوستداران کبوتر در اقصا نقاط جهان برسانم. حرفهای دلم را می نویسم.

در بخش اول بد نیست یک جمع بندی داشته باشم از آنچه گذشت.

چرا من این سرا را برای نوشتن مطالبم انتخاب کردم؟ دو عامل بود: یکی روحیه علمی که در مقالات این وبلاگ موج میزد و دیگری نداشتن تعصب بیجا بر آنچه همگان آن را درست میپندارند

من کی ام؟ هیچ نیستم. یک علاقه مند به کبوتر که آرزو دارم هم کبوترپران ما از تفریحش لذت ببرد و هم کبوتران مظلوم زندگی مطلوبتری داشته باشند.

بیشتر چه نوشتم؟ سعی کردم اطلاعات خودم و دیگران را از علم روز کبوتر بیشتر و بیشتر کنم و در مورد تغذیه، پرریزی، بهداشت، بیماریها و اصلاح نژاد مطالب جدیدتری بدست آورم و بخصوص در زمینه اصلاح نژاد به کمک همخونی اطلاعات شفاف تری به خودم و دوستداران برسانم.

چقدر موفق بودم؟ دقیق نمیدانم ولی برای تلاشم درصد موفقیت بالایی متصور نیستم. دلایل زیادی وجود دارد که این را می گویم. بسیاری از ما تفکر سنتی داریم و در مقابل تغییر مقاومت می کنیم. سعی میکنیم راه گذشته را ادامه دهیم و اگر هم قرار باشد تغییری دهیم به تغییرات جزیی بسنده می کنیم. از همه مهمتر خطاهای ذهنی داریم. هر چند میدانم آنکه به دنبال حقیقت است نهایتا به آن دست می یابد حتی اگر در زیر سنگ باشد.

در بخش دوم سعی میکنم آنچه از دید این حقیر نکته های اساسی برای رسیدن به موفقیت است را بیان کنم.

کبوترپرانی رشته بسیار مفرح و پرهیجانیست و زمانی که ما به موفقیت برسیم لذت ما از آن بسیار بیشتر خواهد بود. اما اگر پخته و سنجیده عمل نکنیم مرتبا طعم شکست را میچشیم و در نهایت از نگهداری کبوتر خسته شده و آن را کنار میگذاریم. خب همه ما داریم برای رسیدن به موفقیت تلاش میکنیم اما چرا بسیاری از ما واقعا موفق نمیشویم؟ واقعا چرا؟ سعی میکنم انچه از دید ناقص من راهکارهای کاربردی ست را بیان کنم.

1- روراست باشید. این مهمترین شرط است. با خودتان و با دیگران صادق باشید. چه نفعی از کژی و نیرنگ و دروغ برمی آید؟ چه کسی با این روشها به موفقیت رسیده؟ مسلما هیچکس. من در بسیاری از محافل کبوتردوستان بوده ام، کسانی که در کبوترداری، غیراخلاقی فکر میکنند و غیراخلاقی عمل میکنند هیچگاه به هیچ جایی نمی رسند حتی اگر بهترین کبوتران را داشته باشند. پس سعی کنید با راستی و صداقت زندگی کنید. هر رشته ای یک اخلاق حرفه ای دارد مثلا اخلاق مهندسی، اخلاق پزشکی و ... . اخلاق کبوترداری هم داریم آن هم اخلاق حرفه ای. ای کاش روزی برسد که به جای اینکه همه در نکات فنی غرق شوند به نکات اخلاقی هم توجه کنند.

2- برای کبوتر حق قایل باشید. او تحت سرپرستی شماست و باید همچون فرزند خودتان به او توجه کنید. کبوتر حق تغذیه خوب دارد. حق بهداشت خوب دارد. حق پیشگیری و درمان دارد. اگر این حقها را در مورد کبوتر رعایت نکنید هم در حق کبوتر و هم در حق خودتان جفا کرده اید چون با نتیجه نگرفتن از وقت و انرژی ای که گذاشته اید سرمایه ها را بر باد خواهید داد.

به جز تعداد اندکی از گنجه ها، اکثریت قریب به اتفاق گنجه ها واقعا بهداشت خوبی ندارند و همین مساله باعث می شود هم بیماریها بیشتر شوند و هم عملکرد کبوتر کاهش یابد. عزیزان به این نکته توجه کنید: هر چه بهداشت گنجه تان بیشتر باشد کبوتر شما بیشتر میپرد! پس برای نظافت روزانه وقت بگذارید.

برای تغذیه مناسب کبوتر هزینه کنید. باید هزینه کنید. با گندم خالی کبوتر را شکنجه ندهید. اگر هزینه اش را ندارید از تعداد کمتری کبوتر نگهداری کنید که از پس هزینه هایشان بربیایید.

برای کبوترانتان داروخانه تقریبا کاملی تشکیل دهید. 5-6 بیماریهای رایج کبوتر داریم برای هر کدام از آنها داروهای مناسبش را تهیه کنید و داشته باشید. داروی عفونت گلو، داروی ضدانگل، آنتی بیوتیک وسیع الطیف، داروهای تقویتی و مولتی ویتامین، داروی خس خس سینه و .... از مهمترین مواردند.

3- تحقیق کنید. پیرمردی کبوتر نگه ندارید. اگر جوانید سعی کنید از نیروی جوانی استفاده کرده و از منابع معتبر مثل کتاب و مقاله و اینترنت استفاده کنید. زبان انگلیسی خود را تقویت کنید و از متون خارجی استفاده کنید. سعی کنید برای هر کاری که طبق تجربه انجام می دهید دلیل علمی و منطقی محکم پیدا کنید. اگر هیچ برنامه ای برای تحقیق کردن ندارید چندان رشدی نخواهید کرد.

4- با دوستان خوب و صدیق انجمن های محفلی تشکیل دهید. ما در ایران کلوپهای فعال و موثری برای کبوتر نداریم. بسیاری از اشتباهات ما در کبوترداری ناشی از همین کمبود است. پس سعی کنید خودتان انجمنهای کوچکی راه اندازی کنید. با چند نفر از دوستان علاقه مند و باهمت و باصداقت همراه شوید و اطلاعات بین هم رد و بدل کنید.

5- الکی همخون نکنید. این همه در مورد همخونی مطلب خوب نوشته شده اما چرا رعایت نمیشود؟ اگر شما یک گنجه کوچک در گوشه ای دارید و از چند جفت محدود کبوتر نگهداری می کنید لطفا همخون نکنید. چون احتمال اینکه کبوتر مناسب همخونی در میان این چند جفت باشد خیلی کم است. اگر جفت کن های زیاد برای همخونی ندارید لطفا همخون نکنید. اگر نمی توانید در مورد همخونی حداقل 10 دقیقه صحبت کنید و قوانین حاکم بر آن را بیان کنید لطفا همخون نکنید. همخونی قانون دارد. اول قوانین آن را فرا بگیرید. هدف؟ هدف همخونی چیست؟ هدفش را بدانید. همخونی یک قدم از قدمهایی است که در اصلاح نژاد برداشته می شود. در قدمهای دیگر شما نیاز دارید مخالف جفت بزنید یا در مرحله ای دیگر باز همخون کنید. بدون مطالعه همخون نکنید.

6- رقابت منفی نکنید بیفایده است. دیگران را نفی و خودتان را اثبات نکنید. سعی کنید با بزرگان دوست باشید تا رقیب. چیز یاد بگیرید. غرور رو بگذارید کنار. اگر چیزی را نمیدانید به راحتی بگویید نمیدانم. هرگز نخورد آب زمینی که بلند است.

7- برای ایجاد دید خوب در مردم نسبت به نگهداری کبوتر تلاش کنید. خودتان را جای همسایه و مردم بگذارید و فقط خودتان را نبینید. جوری کبوتر نگهداری و هوا کنید که کسی آزرده نشود.

موفق باشید

حسین - اص»


~~~~~~~~~~~


درود بر تو حسین عزیز،

دیشب بر حسب عادت قبل از خواب به‌ وبلاگ سری زدم تا به سوالهای دوستان پاسخ بدهم. اول باورم نشد که پیغامت را دیدم. کلی شوکه شدم. بعد آنچنان هیجان‌زده شدم که تا صبح خوابم نبرد. بهمین جهت شروع کردم به آماده سازی این پست. 

بازهم مثل همیشه نکات مهم و کلیدی را بیان کردی. ممنونتم.

حسین جان، این روزها وبلاگها از رنق افتاده‌اند. دلیلش هم یک زمانی فیس‌بوک، یک زمانی  واتسپ و اکنون تلگرام و اینستاگرام است. گروه‌های تلگرامی بسیار فعال هستند و مطالب زیادی رد وبدل میگردند. ما هم به نوبه خود فعالیم. فقط من مطالب مهم را برای دوستان قدیمی که به تلگرام ووو دسترسی ندارند به اینجا انتقال میدهم. 

هنوز دوستان زیادی هر روزه سوال میپرسند که به آنها پاسخ میدهیم. اما فعالیت اصلی‌مان در تلگرام است. ایکاش می‌آمدی و در کنار یکدیگر مطلب مینوشتیم. 

حسین عزیز، با آنکه حضوری نمیشناسمت و هیچگاه رودرروی ندیده‌امت  اما هر کجا که باشی دوستت داریم و برایت آرزوی موفقیت میکنیم.


کوچکت

حمید ضیا



نظرات (8)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
سلام وتشکر از سایت خوب وراهنمایی های شما چند نکته به تجربه بنده رسید اگر دوست داشتید درقالب مطلب منتشر کنید تا دوستان هم بهره ببرند 1- حدود 8 سال است کبوتردارم اول اینکه دوستانی که تازه کبوتر هوا میکنند وتازه کار هستند سعی کنند از ساعت 11 الی 3 بعدازظهر اوج گرما در تابستان کبوتر شان را هواکنند وساعت بگیرند یعنی اگر کبوتری در این ساعت از گرما یک ساعت پرید ارزش جوجه کشی اون کبوتر بیشتر از کبوتری هست که عصر از ساعت چهار تا هشت غروب میپره پس نکته برای تازه کارها اول کبوترانی رو جمع کنند که در گرمای ظهر وقتی یکساعت ونیم پرید بعد درست جانشست وبعد تودهنی خورد باز هم جا نشست تا جوجه کشی خوبی داشته باشند پس نتیجه میگیریم به جز ساعت گرما ساعت گرفتن درخنکی خود بخود باطل. علی یزدی بنده آمل هستم و در ساعت گرما مطمئناً شاهین زیاد به کبوتر هام حمله میکنه ولی برای ساعت گرفتن فقط سر ظهر رو به تجربه رسیدم
سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1396 ساعت 12:21 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام‌ممنون از شما تجربه جالبی بود
سلام حسین من ازشهرستان فریدن برف انبارم بیست سال کبوتردارم وازهمون اول عاشق پرشی بودم دوسال تقریباحرفه ای دنبال این ورزشم امااینجاکسی نیست که ازرانمایهاش استفاده کنم من کبوترابخاطردلم دوست دارم حرفه ای دنبال کنم نه مسابقه میتونم ازشماودیگردوستان شماره داشته باشم تاازاطلاعات حرفه ایتون بحرمندبشم بایدچکارکنم ممنون سربلندوپیروزباشید
ضمنامن پایه تحصیلیم سیکل وزیادتواینترنت سرشته ندارم
چهارشنبه 10 آذر‌ماه سال 1395 ساعت 08:48 ب.ظ
امتیاز: 0 0
دوستان و یاران گرامی سلام.سعید فلاحی هستم مدیریت وبلاگ سابق بابک ارباب خسرو.زین پس با نام و آدرس جدید( سرای عشقبازان) در خدمتتان خواهم بود.
از میدیریت محترم این سرا خواهشنمندم نسبت به حذف وبلاگ بابک ارباب خسرو از فهرست خود و درج آدرس وبلاگ جدید من اهتمام ورزند. با تشکر
شنبه 15 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 03:07 ب.ظ
امتیاز: 0 0
جناب آقای (یا سرکار خانم) صفا
ضمن عرض سلام و تشکر از اینکه ما را قابل دانسته اید و نظر داده اید خواهش میکنم به یک سوال بنده پاسخ دهید: هدفتان از نوشتن این متن چه بوده؟ اگر قصد و غرض تان تخریب و زیر سوال بردن بنده و جناب حمید ضیایی محترم بوده که باید بگویم این کار پسندیده و شایسته ای نیست. لطفا بند 6 متن بالا را بخوانید. نوشته ام دیگران را نفی و خودتان را اثبات نکنید. بنده آنقدر این رفتار ناپسند را در بین کبوتربازان جاهل و مدعی دیده ام که به عنوان سخن دلم آنرا آورده ام، قبل از اینکه شما نظر داده باشید. اینکه کسی بخاطر ضعفهایش بخواهد بزرگان را زیر سوال ببرد واقعا رفتار بچه گانه ایست. بگذارید کمی در مورد این موضوع توضیح دهم. من در شهر خودم شاهدم بزرگانی که صد پله از قاطبه کبوتربازان شهر بالاترند و گروهای دیدنی برگزار میکنند و رکورددار هستند و با موفقیتشان پرچم شهر ما را بالا می برند در یک حالت گوشه گیری و انزوا زندگی میکنند و از همه کبوتربازان کناره می گیرند و صرفا با چند دوست همدل رفت و آمد دارند. چرا؟ چون اکثریت کبوترباز به دنبال عشق پاک کبوتر نیستند دنبال حاشیه اند زیرسوالش می برند چنان حرفهایی پشت سرش در می آورند که بیا و ببین! به عنوان مثال:
-من قبلا همسایه {فلانی} بودم بارها کفتر ازش گرفتم اما یک بار هم نتونست ازم کفتر بگیره!
-یه نر از {فلانی} گرفتم با هر ماده ای زدم یه بار هم جوجه خوب نداد!
-بعللله {فلانی} 50 ساله کفتر داره هر خنگی هم بود تا حالا کفترباز شده بود!
-{فلانی} کفتراش 6-7 ساعت بیشتر نمیپرن من حاضرم 10 تا کفتر هوا کنم تا غروب بپرن!
-{فلانی} تا حالا چند بار همه کفتراشو عوض کرده، یه مدت ابلق داشت ردشون کرد سرخ داشت همه رو رد کرد سیاه داشت جواب نگرفت همه رو عوض کرد...!
-{فلانی} میاد روستای ما کفتر میخره میبره!
- ...
اینها نمونه هایی از حرفهایی اند که پشت سر بنده خدا پیشکسوت شهر ما میزنند. اما او کاری به این حرفها ندارد. می داند خیلیها برای بدست آوردن یک کبوتر از کبوترانش حاضرند دست به هر کاری بزنند. بارها دزد به بامش آمده، خیلیها نشان انگشت او را می زنند تا کبوترشان را به وی منتسب کنند: نر فلانی! بعضی از همینهایی که پشت سرش حرف میزنند به دیدنش می روند و میگویند یک جفت به ما بفروش. او هم میداند اینها چه نیتی دارند بهشان قیمت میلیونی میدهد. حق هم دارد. زحمت کشیده به اینجا رسیده، حالا مفت و مجانی که نمی شود کبوترش را بفروشد. تازه مخالفانش کبوتری ندارند و اینقدر شاخ و شونه می کشند، وای به روزی که صاحب کبوتر شوند دیگر خدا را بنده نیستند.
دوست محترم
من هیچگاه در فضای مجازی ادعایی نکرده ام. هیچ جا نمی یابید. چون همواره در حال دانش جستن هستم. اگر دنبال اسم و رسم بودم الان تمام کبوتربازان ایران مرا می شناختند یا حداقل اسمم را شنیده بودند. علاقه بنده کار علمی است. من برای نوشتن مطالب علمی وقت می گذارم. پست نوشتن کار ساده ای نیست. این کار را به عشق آن دوستانی انجام می دهم که از مطالب استفاده می کنند و با تشکر و قدردانی خودشان به ما نیرو و انرژی می دهند. اما خیلیها هم در مقابلمان جبهه گیری منفی می کنند و به هر قیمتی میخواهند ما را تخریب کنند. اوایل فعالیتم در فضای مجازی را شاید به خاطر نیاورید. یک عده از تهران با تلفن تمام اصفهان را زیر و رو کردند که این حسین از اصفهان کیست؟ برخورد را ببینید! نمیدانم اگر مرا می یافتند می خواستند چکار کنند؟؟؟؟ کمی بعد بحث اصلاح نژاد با همخونی مطرح شد، یک عده همراه با توهین و بی احترامی گفتند همخونی باعث نابودی کبوتر بلندپرواز ایرانی می شود. بعضی ها ضمن تخریب ما گفتند همخونی قبح و عوارض دارد. یک عده با اعتراض شدید به ما می گفتند ما انجام دادیم کبوتر شل و کور گرفتیم. یک عده نظریه پردازی کردند این کار درکبوتر پلاکی جواب می دهد نه در ساعتی. با نگارش مقاله های متعدد در مورد همخونی و اثبات مفید بودنش در اصلاح نژاد،به تدریج مخالفتهای شدید فروکش کرد و کم کم نظرات جدیدی ظهور کرد که این همخونی چیز جدیدی نیست و از قدیم در ایران بوده! در همین پست نظر آزاد را ببینید. ایشان می گوید همخونی در ایران وجود داشته آن هم نه همخونی سنتی بلکه همخونی علمی! همخونی هوشمند! و آن را در برابر همخونی علمی غرب نهاده و مزایایی نیز برای آن شمرده! البته جناب آزاد بحث خوب و محترمانه ای کردند و از ایشان تشکر میکنم اما خیلیها با بداخلاقی با ما رفتار کردند. این سرا به عنوان تنها حامی و مروج همخونی علمی در کبوتر بلندپرواز ایرانی موفق شده با مقالات پربارش همخونی را به خیلیها بشناساند و الان تقریبا سراسر ایران با همخونی آشنا شده اند و خیلیها هم مشغول تست و امتحان کردن آن با هدف اصلاح نژاد هستند. این یک موفقیت برای این سرا است و آن وقت شما به چه مساله بچه گانه ای گیر داده اید: (یک شبه خواب نما شدید....) ملاک هر فرد وضعیت امروز اوست نه 4 سال پیش. این یک بحث علمیست. شاید شما هم با بالا رفتن علمتان بفهمید قبلا اشتباه می کردید. آیا فهم این مساله اینقدر مشکل است؟
این پست ترجمه از هیچ کجا نیست. منبعی ندارد، منبعش دل خودم است، سخن دلم را نوشتم. سخن دلم این بود که: ای جامعه کبوترباز، اخلاق داشته باشید. مرام داشته باشید. اگردین دارید که به فرموده مولایمان علی ع هر کسی کلمه ای به من بیاموزد مرا بنده خویش ساخته. اگر دین ندارید هم لااقل آزاده باشید. جوانمرد باشید. بامرام و با معرفت باشید. از کسی چیزی یاد گرفتید نگویید بلد بودیم. اگر بلد نیستید با شجاعت بگویید نمی دانم. خدا را شکر بنده از سوال پرسیدن ابایی ندارم و از گفتن نمیدانم هم ترسی ندارم.
ضمنا دوست محترم، هیچ سوالی بچه گانه نیست. یک سیب از درخت بر سر نیوتن افتاد. سوال نیوتن این بود که: (چرا این سیب از درخت پایین افتاد؟ چرا بالا نرفت؟) شاید این سوالات از نظر شما بسیار بچه گانه باشد و به آنها بخندید. این سوالات از نظر شما ابلهانه هم است چون سیب پایین می افته دیگه! سیب که بالا نمی ره! خب شما سطح تفکرتان همین قدر است که از کنار خیلی مسایل به سادگی میگذرید و بهشان فکر نمیکنید. اما همین سوالات باعث شد نیوتن نیروی جاذبه را کشف کند و به عنوان یکی از متفکرترین انسانها شناخته شود.
بنده پرسیدن را بد نمی دانم. اخلاق بنده این است که اگر چیزی را می دانم باز هم به دانسته های خود تکیه نمیکنم و ممکن است سوال بپرسم. علاقه مندم با پرسیدن سوال از تجربیات دیگران هم باخبر شوم و نقاط ضعف و قوت نظرشان را بفهمم. خیلی وقتها این شیوه باعث می شود مباحث خوبی شکل بگیرد. صفا، متاسفم که سوال پرسیدن را عیب دانسته اید. گاهی وقتها ازینکه می بینم طرفم سوال پرسیدن من را به حساب هیچی ندانستن می گذارد ناراحت می شوم. شاید بهتر باشد برای این جور افراد کلاس گذاشت و معلومات را به رخشان کشید تا سر جایشان بنشینند. اما به نظر شما واقعا این کار کار پسندیده ای است؟ خدا در قرآن می فرماید: (وَ لا یَجرِمَنَّکُم شَنَئانِ قَوم) یعنی بدیهای یک قوم باعث نشود شما هم بد شوید. پس بهترین کار این نیست که با این افراد مثل خودشان بدرفتاری کنیم. بهترین کار این است که بگذاریم در دنیای تاریک خودشان راحت باشند. کاری به کارشان نداشته باشیم. آن کس که نداند و نداند که نداند، بگذارید در جهل خود ابدالدهر بماند.
اما در مورد اینکه گفتید مقاله های خارجی را کپی میکنم باید بگویم که متاسفانه مطلب صددرصد ایرانی که بشود آن را مقاله حساب کرد که اصلا وجود ندارد و بیشتر در حد ذکر نکات تجربی هستند. مقالات خارجی هم اکثرا در مورد تیپلر و مسافتی هستند. بنده مقالات خارجی را می خوانم و از تلفیق چندین نکته علمی نوشته ای را فراهم می کنم که بشود از مشترکات آنها با کبوتر ایرانی استفاده کنیم. مثلا برای مقاله پرریزی شاید از 7-8 منبع استفاده شده. اسم این کار تالیف است. مثل تالیف کتاب. به آن گردآوری هم می گویند. گردآوری یک کار علمی است. جوانمردانه نیست کارهای باارزش علمی که در این سرا ارائه شده را به اسم "کپی" اینگونه زیر سوال ببرید. متاسفانه بنده بر خلاف خیلیها که از مادر استاد زاییده شده اند خود را بی نیاز از مطالعه مقالات علمی نمیدانم. و بر خلاف کسانی که کبوترشان را از ابتدا خودشان زاییده اند و مال خودشان است کبوتری هم از خودم ندارم و از این دوست و آن آشنا گرفته ام. ضمنا این را بگویم که مقاله فراوان است و مترجم هم فراوان. ولی کو مغز فرهیخته و علاقه مند که بخواند و بفهمد و بتواند استفاده کند؟ خیلیها خیلی چیزها را می دانند ولی هنر استفاده از دانسته ها را ندارند. امروزه بیشترین مقالات علمی در مورد پلاکی است اما در ایران تعداد پلاکی بازان باسواد و موفق بسیار بسیار کم است. کبوتران مسافتی وارد ایران می شود که به همان خوبی کبوتران خارج اند اما نتایج بسیار ضعیف می گیرند. چرا؟ چون علمشان کم است، مربیگری شان ضعیف است، اما ادعایشان می شود! جاهلهای پرمدعا هستند. مدعی اند کبوتر ایران کبوتر خوبی نیست که از مسافت بلند نمی آید! در صورتی که در زمینه کبوتر مسافت کوتاه هم نتایجشان افتضاح است. حاضر نیستند قبول کنند مشکل از خودشان است که کبوترشان خوب نیست. مسافتی پران خوب و باسواد هم داریم که متاسفانه آنها هم پشت سرشان خیلی حرفها می زنند و تخریبشان می کنند. کسانی که از خودشان رکورد 200 کیلومتر هوایی را هم ندارند رکورد سالم بالای 800 کیلومتر یک قهرمان واقعی را به سخره می گیرند و حتی وی را تحریم می کنند و با انکار رکوردهایش وی را دوجلده پران می نامند. چشم ندارند موفقیت کسی را ببینند آن هم موفقیتی که باعث می شود آبروی حرفه ایشان در خطر بیفتد. همین بداخلاقی هایی که در رشته کبوتر ساعتی هست در رشته مسافتی هم هست.
من دیگر سعی نمیکنم در مورد کبوتر مقاله علمی تالیف کنم و به اشتراک بگذارم. ازین به بعد اگر وقتی داشته باشم و برسم سعی خواهم کرد مقالات فرهنگی بنویسم چون اصلی ترین مشکل صنف کبوتردار را مشکلات فرهنگی می دانم (متاسفانه) و پیش پیش از بزرگان و دوستان بافرهنگ عذر می خواهم که روی سخنم با همانهایی است که شما نیز دلتان از دستشان خون است.
والسلام
شنبه 8 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 08:49 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
درود بر شما حسین عزیز،
ممنون از اینکه وقت گذاشتی و این همه در جواب کسی که حتی جرات برداشتن نقاب را ندارد، نوشتی. باور کن ارزشش را ندارد. از این دهان گشاد ها بسیار است. من شماره تلفنم را گذاشته ام تا رو در رو بیاید و به بحث بپردازد.
حسین عزیز، من معتقدم هرکس میتواند و باید بدنبال پیدا کردن تناقضها در گفتارهای ما باشد. ایرادی در این کار نمیبینم. اما بشرط اینکه حرف ببخود و تهمت نزند و از پشت دیوار در تاریکی اما پشت بلندگو، چیزی پرتاب نکند.
بهرحال من همیشه از شما ممنونم.
پیروز باشید
سلام دوست عزیز راستش من نفهمیدم شما از کی و چجوری یک شبه خواب نما شدید که همخونی خوب هست چون تو وبلاگ قدیمی خودتون میگفتین همخونی و قبول ندارین و از نظر شما مردود هست و چند ماه بعدش یکدفعه شدید استاد همخونی و تو وبلاگ بهزاد نظر دادید در رابطه با کبوتر تیپلر و ای نظرتون و کپی کردم -----
که کبوتر بر اساس تجربه شخصی من این پرنده اصلا باهوش نیست، به چند دلیل. الف: دارای سوی بسیار بدیست، بطوریکه اگر شما آنرا باخ بدهید و کسی که با شما کمتر از یک کیلومتر فاصله داشته باشد آنرا بگیرد به راحتی میتواند ظرف یک هفته آنرا جلد کند. ب: به راحتی هرز مینشیند. اگر یکی از همسایگان شما کبوترهایش را در بیاورد و تیپلر شما گرسنه باشد مطمئناً شما تیپلر خود را در بین کبوتران ایشان خواهید دید. جیم: اروپائیها چون از این کبوتر باهوشتر ندیده اند فکر میکنند که باهوشترین کبوتر است. دلیل کم هوشی آن هم چیزی نیست جز همخون جفت کردن این پرنده(پدر با دختر یا مادر با پسر). خنگ هست بعلت همخونی ----- (کپی حرفتون)
و یا این حسین آقا از اصفهان تو وبلاگ ارباب خسرو سوال های بچه گونه میکرد که از سعید یاد بگیره حالا یدفعه سده ایتاد و خدای کپی مقاله های خارجی و بدون نام بردن منبع مثل خود شما که فکر میکنید کسی نمیدونه که شما از سایت عارف ترکه ترکیه کپی میکنید
لطفا با شعور دیگران بازی نکنید و با خودتون حداقل روراست باشید
پنج‌شنبه 6 آبان‌ماه سال 1395 ساعت 12:11 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام صفای عزیز،
من‌هم‌مثل شما از جامعه‌ای آمده ام که سنتی فکر میکند. من هم سنتی فکر میکردم. اما فرق من با شما این است که در برابرعلم خشک مغزانه مثل شما مقاومت نکردم و افتخار به پیشرفتم میکنم. منهم یک زمانی همخونی را بد میدانستم. البته نه زمانی که آن متن را نوشتم بلکه خیلی قبل‌تر از آن. مثل شما فکر میکردم . فقط خشک‌مغز نبودم مثل شما.
من‌هنوز هم‌میگویم کبوتر تیپلر به خاطر همخونی کبوتر خنگیست. اما شاید آن زمان نتوانستم به خوبی بیان کنم. همخونی‌یی که مد نظر من بود همخونی غلط و‌بی برنامه بود. چیزی که هر کس که دو‌عدد تیپلر دارد، به آن مبادرت می‌ورزد. کبوتر تیپلر بالای ۳۰ سال است که از نظر پرش به حد آخر خود رسیده و احتیاجی به همخونی ندارد. ولی یک مشت افراد بی دانش هنوز به آن‌مبادرت میکنند. پس گفته من هنوز پا برجاست دوست عزیزِ مچ گیر که هنوز جرات معرفی خود را ندارید. بله دوست خشک مغز من، کبوتر تیپلر بخاطر همخونی خنگ است.
شما هم این جرات را به خودبده که بعد از معرفی خود به انتقاد بپردازی.

از اینکه میبینم حسین عزیز از یک کسی که با سوالهای بچه‌گانه شروع کرده و به این مرحله رسیده واقعا خوشحالم. شما چکار کردید استاد؟! هنوز درگیر خال سبز و خال پیس‌اید که آیا سویش به ممدجعفر برمیگردد یا نه؟! مرحبا به شما
راستی شما چرا از عارف ترکه( اصلا کی هست؟؟؟!!) کپی نکردید، نابغه جان. اینهم جای تشکرت است. دست مریزاد.
در ضمن این هم شماره تلفن من است. خواستید برای سوالهاتون در تلگرام در خدمتتونم.
۴۱۶۲۷۸۱۱۲۵

موفق باشید
آقای ضیا، سلام. آیا متنی که درباره ی موضوع همخونی دیشب برای شما فرستادم به دستتون رسید؟
جمعه 23 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 09:09 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
بله رسیده. کامنت ام را بهش پیوست میکنم و پستش میکنم. ممنون
فراموش کردم اسمم رو بنویسم. من آزاد هستم اهل تهران. از مطالب و نوشته های آقای مجید زهری خیلی بهره و لذت بردم و ایکاش ایشون نوشته های بیشتری رو به اشتراک می گذاشت. امیدوارم توی تحریم شون تجدید نظر کنن و دوباره بنویسن.
جمعه 23 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 12:47 ق.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آزاد عزیز،
ممنون بابت نظر و توجهت. مجید جان تحریم نکردند. ایشون هستند. فقط سرشان اینقدر شلوغ است که حتی تلفن ها را یک هفته طول میکشد جواب بدهد.
وقتی مدرسه می رفتم مستندی از تلویزیون دیدم که تو خالی بودن استخوان های پرنده ها رو مزیتی در جهت استحکام بیشتر می دونست و نشون می داد که یه لوله ی تو خالی(البته تا ضخامتی معین) مقاومت بیشتری از لوله ی توپُر با همون قطر داره. این موضوع با حدس و گمان ما مغایرت داره و همه مون فکر می کنیم لوله ی تو پُر محکمتره. شیوه ی علوم تجربی مشاهده ی هوشمندانه و تشخیص الگو های درست و عامه. دربین کفتربازای ایران هم عده ای افراد باهوش و تیز بین تونستن روشای بسیار خوبی رو پیدا کنن. سایت کبوتر تهرانپارس خاطره ای از آقا محمود آهنگر نقل کرده که به حریفش گفته بود: اومدی منو شکست بدی؟ من از یه جفت کفتر فقط 27 تا نر ساختم که آسمون رو سوراخ می کنن..(چنین مضمونی) . پس ایشون به شیوه ی خودش هم خونی رو انجام می داده. و مثال های بیشتری از سفیدای رحمان خان و ... همه نشون دهنده ی استفاده ی درست گذشتگان از این شیوه است. سنت کفتربازی ایرانی، با وجود این که مواردی از خرافات و باورها و تعمیم های نادرست درش دیده می شه، در مجموع دربرابر علم قرار نداره. اینجا تجربه های گذشتگان درواقع همون علم تجربیه که اون افراد بهش دست پیدا کردن . شما شیوه ی هم خونی غرب رو که خیلی مستقیم و از مسیر کوتاه به نتیجه نزدیک می شه، تحسین و تبلیغ می کنید. البته هر حرف تازه ای باید شنیده و بررسی بشه، اما در قدم اول این نکته مهمه که تقابل این شیوه با شیوه ی هم خونی که اساتید پرورش کفتر در ایران انجام می دادن درواقع علم دربرابر سنت نیست. هر دو شیوه علمی هستن. بنابراین مقایسه بین روش همخونی مستقیم و سریع غرب و روش آهسته تر کفتربازا ی ایران مطرحه. این موضوع خیلی مهمه چون خود باختگی دربرابر این شیوه ی مستقیم و قبول بی چون و چرای اون در راه نقد مانع ایجاد می کنه. ضمن قدردانی از اساتید هوشمند گذشته مثل رحمان خان و آقا محمود. دلایل خودم رو برای مخالفت با شیوه ی مستقیم غربی توضیح می دم:
1- روش غرب سریع و متمرکزه. این شیوه هزینه های سنگینی به دنبال داره. در خود غرب هم مخالفت هایی با این خالص سازی ها شده و گفته می شه حیوانات استحصال شده با این روش، جدا از بیماری های مختص نژاد ( مثلا دیسپلازی مفصل ران در سگ ژرمن شپرد) که برای همیشه گریبانگیر این نزاد های تازه می شه، عموما از هوش کمتری نسبت به دیگر افراد اون خانواده برخوردارن و دربرابر سایر بیماری ها - جدا از اون موارد خاص- هم مقاومت کمتری از خود نشون می دن. از هزینه های گزاف دیگه ای که این روش به دنبال داره می شه به کشتار حیوونایی اشاره کرد که دراثر استفاده از این رویه در موارد زیادی با نقص های ژنتیکی جدی متولد می شن. درحالی که در شیوه ی استفاده شده ی اساتید ایران فقط کفترایی با درجه ی کیفی پایینتر ممکنه به دنیا بیان که همون ها هم از نظر آماتورهایی مثل من نقطه ی شروع با ارزشی تلقی می شن. به نظر می رسه سرعت نزدیک شدن به هدف در سلامت نتیجه ی به دست آمده تاثیر زیادی داره. با نگاه به نژادهای قدیمی که در اثر گزینش طبیعی در دراز مدت شکل گرفتن می شه این رو تایید کرد. ضمن این که خواست ما که بیشتر در نتیجه ی جهش یا موتاسیون ها تحقق پیدا می کنه ممکنه با خواست طبیعت هماهنگ نباشه و حیوان به دست آمده در اثر گسست ناگهانی در جنبه هایی از سرشت خودش در اثر چنین تحمیلی، توانایی سازگاری خود با محبط اطرافش رو نداشته باشد. در هر صورت روشن شدن این که جهش تنها در مسیر دلخواه ما اتفاق افتاده یا نه نیاز به زمان داره.
2- مورد بعدی تعدد هدف ها و خواسته های پرورش دهنده های ایران نسبت به خواست صریح و واضح پرورش دهنده های غربه. حیوون مطلوب غرب از لحاظ ابعاد مورد نظر، تفاوت زیادی با کمال مطلوب مورد نظر ایرانی ها داره. همونطور که هیچ کدوم از انواع نژادهای ثبت شده ی جهانی قناری در غرب، طبع ایرانی ها رو ارضا نکرد و افرادی مثل آقای احمد بلندا و .. در نهایت دست به کار ساختن قناری رسمی بلند ایرانی شدن که هنوز هم به عنوان نژادی جهانی ثبت نشده- و احتمالا قناری مورد نظر ایرانی ها هیچ وقت به ثبت نمی رسه! چون حتمن بعدش این حیوون کشیده ی باریک باید خوش آواز هم بشه و ...- درباره ی کفتر هم بعید به نظر می رسه که طبع کمال پسند ایرانی کفتری رو که تنها قهرمان استقامت باشه و در اون از زیبایی و شیرین کاریای کفتر تهران خبری نباشه،بپسنده - برای مثال از کفترای آقای سیروس چناری استقبال چندانی نشده و بسیاری از افراد صاحب سلیقه از پذیرفتن پاکستانی ها طفره می رن- و شما احتمالا موافق خواهید بود که وقتی ابعاد مورد نظر تعدد بیشتری داشته باشن نمی شه با سرعت شیوه ی غربی به هدف نزدیک شد. بنابراین روشی که گذشتگان ما با آزمون و خطا پیدا کرده بودن منطقی تر به نظر میاد.

شاید هم ساعت پرواز کفتر ایرانی بیش از همون موارد نادر دوازده- سیزده ساعت که گاهی رخ می ده قابل افزایش نباشه! اجرای نمایش هوایی یا پرفرمنس کبوتر پرشی ایرانی صرف انرژی بسیار بیشتری رو می طلبه. اگر دقت کرده باشید تعداد کت زدن در واحد زمان در کفتر ایرانی ضمن نمایش ها و حالت هایی به مراتب بیشتر از تیپلرهاست و شاید همین صرفه جویی ها باعث کسب اون ساعت بیشتر می شه.
پنج‌شنبه 22 مهر‌ماه سال 1395 ساعت 11:33 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آزاد عزیز درود برشما،
خیلی خوشحالم که در این بحث شرکت کردید. موارد خوبی را بیان کردید که با بعضی ها موافقم و با بعضی ها مخالف. در زیر بیان میکنم که چه نکاتی را مخالفم.
آ زاد عزیز، ما اگر به دنبال ساختن نسل باشیم هیچ گریزی از همخونی نداریم این یک قانون است حال چه همخونی نزدیک باشد و چه همخونی دور که اساتید سنتی باز بصورت تجربی رعایت میکردند. کاری که ایشان کرده‌اند قابل تقدیر و احترام است اما کافی نیست. هر وقت کسی از من میپرسد آ یا اجباری برای همخون کردن داریم، عرض میکنم خیر شما ارتقا بدهید و هر راهی را که دوست دارید بروید. چرا این را میگویم؟ چون نهایتا خود شخص برای ساختن نسل به همخونی روی میآورد. چون اگر هدفش ارتقا باشد گریزی از همخونی ندارد. اما نکات اختلاف بین همخونی علمی و همخونی سنتی بسیار زیاد است. یک سنتی کار جدول درست نمیکند. نتیجه را نمینویسد . بهترین را برای همخونی جدا نمیکند. بلکه بهترین را به بهترین میزند و در این بین ممکن است همخون باشند ممکن است همخون نباشند چون ثبت نکرده خودش هم نمیداند. اما چون سالیان درازی فقط همین نسلها را نگه داشته بالجبار ندانسته همخون کرده است. به تثبیت رسانده اما سالها وقت گذاشته و اینکه به پرنده استثنایی نرسیده. آشنایی چندانی با آناتومی پرنده نداشته. خواص دانه‌ها را نمیدانسته . بیماریهای میکربی و ژنتیکی را نمیشناخته ووو.
محمود خان آهنگر را مثال زدید. ایشان خودش به دنبال پرنده استثنایی بوده. چراکه از جناب چناری کبوتر خریده است(فیلمش موجود است). پس سنتی‌بازها نسل ساخته اند اما نسل استثنایی نساخته‌اند. هدف همخونی نسل استثنایی ساختن است .
شیوه علمی همخونی بر خلاف نظر شما هزینه سنگین ندارد. جفت کردن جفت کردن است چه فرقی میکند همخون باشند یا نه.
غلت مخالفت کنونی غربیها اینست که دیگر احتیاجی به همخونی ندارند. در همه موارد به ارتقا مورد نظر رسیده‌اند. دیگر همخونی بی معناست. سالیان سال است که کسی چهارپایان را همخون نمیکند. در مورد اسبها، سگها و خیلی دیگر از حیوانات عملا جریمه هم دارد. حتی کبوترداران پاکستانی به کراس کردن نسلها ی همخون میپردازند. اما ما اینجا در مورد کبوتر ایرانی حرف میزنیم. کبوتری که هیچگاه بصورت جدی روی آن کار نشده. ما نمیتوانیم کبوتری ایرانی با میانگین ۷ یا ۸ ساعت را با پاکستانی یا تیپلر مقایسه کنیم. آنها به خلوص و تثبیت رسیده اند اما ما هنوز در رنگها دچار شبهه هستیم. گرگی را با گرگی جفت میکنیم زاغ میگیریم. پس ما هنوز اول کاریم و آنها آخرکار. اینست تفاوت آزاد عزیز. در مورد بیماریها با شما موافقم. وقتی که الزامی برای هممخون‌کردن نباشد و ما ادامه بدهیم مشکلات ژنتیکی بوجود میآوریم. البته مورد مثال هیپدیسپلیژیای سگ کاملا متفاوت است. در خیلی از سگها حتی سگهای نژادهای میکس بوجود میآید. دلایل متفاوتی دارد که ژنتیکی یکی از آنهاست. مورد هوش را کاملا اشتباه کردید چرا که جرمن‌شپرد هنوز سومین سگ باهوش دنیاست.هنوز در بینشان سگهای کم هوش ندیده‌ام. با سگ زیاد سروکار دارم.
واما سلامت و مقاومت در برابر بیماریها. ببینید شما کبوتری را برای همخونی انتخاب میکنید که شش دانگ باشد. یکی از دانگها سلامتی و مقاومت در برابر بیماریهاست. اگر درست انجام شود بر خلاف آنچه که شما گفتید نسلی خواهید ساخت قویتر از دیگران. اما اگر درست عمل نکنید بله فرمایش شما درست است.
آزاد جان هدف ما ساختن کبوتری شبیه آنچه غربی ها میخواهند نیست. هدف ما ساختن کبوتر ایرانی با همین شمایلات خودش اما توان‌پرش سنگین است. من معتقدم اگر آنها توانستند ما هم میتوانیم. اگر پاکستانیها توانستند پس ما هم میتوانیم.
مثال قناری شما کاملا غلط بود. در ایران بدلیل بسته بودن بازار و دسترسی نداشتن به بازار جهانی ، رسمی بلد جا افتاده. مبنٰی آن دمش است. چیزی کاملا بی‌ارزش‌ خوب است که آقای بلندا و دیگر قناری‌پروران را میشناسم و از اهدافشان آگاهم. و دقیقا میدانم که در سالنهایشان چه میگذرد. اینرا گفتم که بدانید آنچه در ذهنتان ساخته اید، آنچیزی نیست که واقعیت باشد.

دوست عزیز. ساعت کبوتر ایرانی نیز قابل افزایش است . واین افزایش صورت خواهد گرفت.

موفق و پیروز باشید
پ.ن. لطفا از کلمات کفتر و کفترباز استفاده نکنید.
کبوتر و کبوتردار یا کبوترپرور واژه های صحیح هستند. ممنون
کوچک شما